تبليغاتX
Maybe Art is everything

Maybe Art is everything

music is my life

Here it is : METALLICA

در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۸۱ لارس اولریک نوازنده درام به جیمز هتفیلد نوازنده گیتار و خواننده پیشنهادی می‌کند که جیمز نمی‌تواند آن را رد کند: « من برای گروهم، بر روی آلبوم جدید اسلیگل جائی برای یک آهنگ دارم».

حقیقت این است که لارس تا آن زمان گروهی نداشت ولی آنروز ، هنگامی که جیمز به او پیوست این گروه دیگر شکل گرفته بود.آن دو اولین آهنگ را با یک دستگاه ارزان قیمت ضبط کردند در حالی که جیمز وظیفه خواندن و نواختن گیتار «ریتم» و «باس» گیتار را به عهده گرفت، لارس نواختن «درام»را به عهده گرفت و به تنظیمات موسیقی کمک کرد و نقش گرداننده را داشت. سرانجام ران مک گاورنی برای نواختن باس گیتار به گروه پیوست و دیو ماستین وظیفه نواختن گیتار را اتخاذ کرد، گروه اسم خودمانی متالیکا به معنی «یورش متال جوان » را اتخاذ کرد و شروع به اجرای برنامه در منطقه لس آنجلس کرد و در گشایش کنسرت گروه‌هایی چون ساکسون قطعاتی اجرا می‌کرد. آنها سرانجام دمویی تمام عیار به نام «نبود زندگی تا چرم» ضبط کردند. این دمو در داخل و خارج توسط لارس و دوستان خرید و فروش کننده نوارهای متالش پخش شد. « نبود زندگی تا چرم » توجهی نسبت به جمعیت زیر زمینی متال برانگیخت و گروه علاقه مندانی خصوصا در سانفرانسیسکو و نیویورک یافت. گروه دو برنامه در سانفرانسیسکو اجرا کرد. تماشاچیان آنجا، از تماشاچیان «آنجایند که دیده شوند» لس آنجلس، دوستانه تر یافت. آنجا همچنین توجه گروه خوب و آینده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها یعنی کلیف برتون را جلب کردند. سرانجام متالیکا به شمال ایالت نقل مکان کرد و کلیف به گروه پیوست.

در نیویورک یک نسخه از « نبود زندگی تا چرم» به صفحه فروشی جان زازولا که به درستی بهشت متال نام داشت راه یافت. زازولا به سرعت متالیکا را استخدام کرد که به شرق بیایند و چند برنامه اجرا کرده و آلبومی ضبط کنند. گروه به نیویورک رفت، تنها برای اینکه به اطلاع گردانده/تولید کننده خود برسانند که: «نوازنده لید گیتارمان باید برود» رادی مارک ویتاکر گیتاریست گروهی را در سانفرانسیسکو پیشنهاد کرد و در اول آوریل ۱۹۸۳ کرک همت به متالیکا پیوست. آلبوم اول متالیکا «همه شان را بکش» در اواخر ۱۹۸۳ انتشار یافت.


به دنبال انتشار «همه شان را بکش» گروه به اجرای کنسرت در شهرهای مختلف پرداخت. در سال ۱۹۸۴ آلبوم دوم با نام «بر آذرخش بران» ضبط و منتشر شد.این آلبوم در حالیکه لحن معترضانه «همه شان را بکش» را حفظ کرده بود، هم از لحاظ موسیقی و هم از لحاظ مفاهیم شعری از آلبوم اول پخته تر بود. قابل توجه ترین آهنگ از میان ۸ ترانه «بر آذرخش بران » ترانه چهارم بود، یعنی «رنگ باختن به سوی سیاهی». این آهنگ که الهام گرفته از دزدی وسایل گروه در اوایل همان سال در بستون بود، به شکل نسبتاً ژرفی به موضوع شکست و ناکامی می‌پردازد . ترانهٔ دیگر از «سفینه عشق اچ-پی» و فیلم «ده فرمان» الهام گرفته شده‌اند. گروه قرار داد دیگری با موسسه بزاگ مدیریت «کیو-پرایم» و درست بعد آن با کمپانی معروف ضبط الکترا بست.


در ۱۹۸۶ آلبوم سوم متالیکا « استاد خیمه‌شب‌بازی »انتشار یافت و گروه به همراه آزی آزبورن به اجرای تور پرداخت. متالیکا به بلنداهای تازه می‌رسید.آلبوم جدید به رتبه ۲۹ دست یافت و از حضوری ۷۲ هفته‌ای در جدول پر فروش‌های آمریکا لذت برد. هنگامی که بازوی جیمز در ورزش اسکیت بورد شکست، گروه با افت کوچکی مواجه شد. جان مارشال تا بهبودی جیمز به گروه پیوست. با تور آزی کل گروه به اروپا رفت و تدارک سفری مخاطره انگیز را به خاور دور را دید. همه امیدوار بودند جیمز بتواند وظیفه خود را در نواختن گیتار به عهده گیرد ملی در اولین برنامه اروپایی مارشال به جای جیمز گیتار نواخت و جیمز در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۶ برای انجام وظایف خود دوباره به گروه پیوست. این آخرین باری بود که گروه با کلیف برنامه اجرا کرد. صبح روز بعد اتوبوس حامل اعضای گروه به طور غیر قابل کنترلی سرخورد و واژگون شد! در این حادثه کلیف برتون کشته شد. شاید بهتر همان بود که متالیکا در همان جا کناره گیری می‌کرد. زیرا کلیف از اعضای اصلی گروه بود. او علاوه بر نوازندگی باس، برای گروه مثل معلم و مربی بود. او فرزانگی موسیقیایی و نگرش «خودت باش» را در اختیار گروه میگذاشت. اما همان شناخت صحیح از کلیف، خود عاملی بود که گروه تصمیم به ادامه دادن بگیرد. پس متالیکا منهای یک نفر ادامه داد.
 
کنسرت ۲۰۰۳ متالیکا در لندن

جیسون نیوستد از میان ۴۵ درخواست کننده برای عضویت در متالیکا انتخاب شد. علت این انتخاب توانایی های او و داشتن عادتهای مشابه با گروه بود. تصمیم بر این گرفته شد که مجدداً به حال و هوای تور باز گردند تا هم نوازندهٔ باس وجدید را با امور آشنا کنند هم سرپوشی بر غم از دست دادن کلیف بگذارند. گروه به بهانه معرفی جیسون صفحه‌ای از کلیه آهنگهای ضبط شده منتشر کرد. صفحه با نام «باز دیدی دوباره-دوباره از روزهای گاراژ» منتشر شد که به نظر دنبالهٔ «باز دیدی دوباره از روزهای گاراژ» است که به سال ۸۴ به صورت «طرف دوم» منتشر کرد.


وقتی جیسون جای ثابتی در گروه به دست آورد، برای ضبط آلبوم چهارم خود «… و عدالت برای همه» آماده شد. «…و عدالت برای همه» که در اوت ۱۹۸۸ منتشر شد، در رده بندی پرفروشهای آمریکا به رتبه ۶ دست یافت و نامزد جایزه «گرمی» برای بهترین گروه «متال/هارد راک» شد. گروه دوباره به اجرای تور به طور گسترده‌ای در تمام جهان پرداخت. دو ترانهٔ آلبوم «عدالت» به طور مستقل در آمریکا منتشر شد و گروه برای ترانهٔ « تک مانده» جرات ساخت اولین ترانهٔ ویدیویی را به خود داد و سرانجام برای اجرای مستقل «تک مانده» به جایزه گرمی دست یافت.


در سال ۱۹۹۱ گروه آلبومی با نام خود، با عنوان «آلبوم سیاه» را منتشر کرد. این آلبوم که با تولید کنندگی باب راک منتشر شد نسبت به آلبوم‌های قبلی کاری تازه بود. آهنگهای کوتاهتر و نواها پر تر، عمیق تر و با یکنواختی کمتر بودند.

« آلبوم سیاه» فورا در تمامی جهان رتبه اول شد و هفته‌ها در صدر ماند. چندین ترانه از این آلبوم به طور مستقل یا ترانه ویدیویی منتشر شد. این آلبوم موفق ترین آلبوم متالیکا تا به امروز است. گروه جایزه‌های متعددی از جمله یک « گرمی » برای خود آلبوم و چندین جایزه « ام-تیوی» و «جایزه موسیقی آمریکا را به خود اختصاص داد. گروه تور گذاشت و تور گذاشت و تور گذاشت، به تنهایی در توری موسوم به شامگاهی با متالیکا « با گروه » گانز ان روزز و یا در فستیوالهای متعدد به اجرای برنامه پرداخت. متالیکا آلبوم سیاه و همچنین ترانه‌های دیگر را به میان مردم برد.


ینج سال طول کشید که آلبوم بعدی متالیکا منتشر شد. آلبومی با نام «لود» که طولانی ترین آلبوم متالیکا تا آن زمان بود. این آلبوم شامل ۱۴ آهنگ بود و تمامی ظرفیت موجود بر روی « سی دی» را پر کرد. این آلبوم و نیز آلبوم بعدی «ری لود » که در سال ۹۷ منتشر شد باز با تولید کنندگی هر دو آلبوم با هم نوشته و تقریباً هم زمان ضبط شد و ادامه دهنده راهی بود که با «آلبوم سیاه» آغاز شد. از لحاظ موسیقی پر محتوا و کوبنده، ترانه‌ها رها، قدرتمند و التقاطی بودند، منصفانه نیست اگر بگوییم متالیکا تغییر زیادی کرد. چرا که گروه همان گروهی است که «همه شان را بکش» و «...عدالت برای همه» را ضبط کرده ولی دوقلوهای لود، متالیکایی را نشان می‌دهد که دوران « فقط نگرش،فقط سرعت» را پشت سر گذاشته و به نگرش «خودت باش» بازگشته‌است..



با به پایان رسیدن تورهای پی در پی «لود» و «ری-لود» و احتمالاً پایان این مرحله از متالیکا کاملاً طبیعی است که گروه تا حدی درون نگر شود.در حالی که آلبوم‌های لود ازلحاظ شعر بخش قابل توجهی از آنچه را که در درون ماست، به شکلی عاطفی و ناخداگاه منتشر می‌کرد اما زمان آن می‌رسید که به درون آنچه که این گروه را ساخته بود نگریسته شود.

هیچ بازتابی بهتر از تأثیراتش، متالیکا را، متالیکا نمیسازد. مانند ۱۹۸۱ که آغاز به کار کردند ۱۹۸۴ با «بازدید دوباره از گاراژ» و «بازدیدی دوباره-دوباره از گاراژ » در ۱۹۸۷ ، گروه به گاراژ بازگشت، متالیکا همواره گروه گاراژی بوده و هست. خواه در زیر زمین کرک یا رستوران جیسون یا در دخمه لارس و خواه بر روی صحنه و مقابل ۵۰۰۰۰ تماشاچی، متالیکا همیشه همان ترانه یا ردیف را مینوازد که جایی در کنار جاده مینوازد، که جایی در کنارجاده، آنها را یاری کرده بود.

گروه تا به حال دو پروژه « گاراژی » به صورت طرف دوم منتشر کرده در حقیقت پروژه‌های «روزهای گاراژ » چنان قابل جمع آوری و کمیاب شده‌اند که نسخه نه چندان خوب آنها با قیمت های سرسام آور به فروش می‌رسد. گروه ۱۱ ترانه جدید را انتخاب کرده و سومین پروژه «درون گاراژ » خود را باز هم با همراهی باب راک ضبط کرد. آلبوم به درستی «گاراژ الحاقی» نام گرفت چرا که تمام ترانه‌های گاراژی قبلی را همراه با ۱۱ ترانهٔ جدید در خود داشت.

را به همراهی ارکستر « S & M » در سال ۱۹۹۹ متالیکا آلبوم زنده سانفرانسیسکو و به رهبری مایکل کیمن منتشر کرد : آلبوم به سرعت در مکان دوم جدواها جای گرفت ترانه « ناپدید می‌شوم» که برای موسیقی فیلم «|ماموریت غیر ممکن ۲ » نوشته شده بود یکی از ترانه‌های این آلبوم است.


در سال ۲۰۰۰ گروه سایت « نپستر » (یک سرویس فایل اشتراکی اینترنتی را که به اعضا اجازه می‌داد از کامپیترهای یکدیگر موسیقی داونلود کنند)، به علت نقض قانون حق تاًلیف به دادگاه کشاند. اما چندی بعد شکایت خود را پس گرفت – شاید بیشتر به خاطر تأثیر بدی که بر جای گذاشته بود.

در ژانوژیه سال ۲۰۰۱ جیسون نیوستد اعلام کرد که از گروه کناره گیری کرده در آوریل همان سال، هتفیلد ESPN است. درست بعد از شرکت در جوایز آلریک و همت به استودیو رفتند تا کار بر آلبوم بعدی را آغاز کنند و هتفیلد مسیولیت گیتار باس را به عهده گرفته . اما در اول آگوست ، تمامی برنامه‌های ضبط و دیگر برنامه‌های گروه قطع شد و جیمز هتفیلد برای ترک اعتیاد خود به الکل ، به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کرد.


اکنون جیمز هتفیلد بهبود یافته و گروه پس از ۳ سال آلبوم جدید خود را با به کار گیری عضو جدید خود «رابرت تراجیلو» به بازار عرضه کرده. اسم آلبوم St.Anger می‌باشد که از زیبایی قابل توجهی برخوردار است. این آلبوم از ۱۱ ترانه تشکیل شده و اکنون در صدر جدول پرفروشترین آلبوم‌های آمریکا قرار دارد. بی‌تردید متالیکا تأثیرگذارترین گروه هوی متال در دهه ۸۰ میلادی است و در سال ۱۹۹۱ با آلبومی به اسم خودشان یعنی «متالیکا» به اوج شهرت رسیدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 شهریور1389ساعت 21:0  توسط امیر  | 

برای دوستداران Evanescence

اونسنس نام گروه راك امريكايی است كه از شهر little rock از ايالت اركانزاس امريكا در سال ۱۹۹۵ با خواننده و پيانيست به نام امی لی و گيتاريستی به نام بن مودی شروع به كار كرد. پس از تهيه آلبوم‌های خصوصی، گروه اولین آلبوم تمام با نام fallen يا سقوط كرده دركمپانی wind records در سال ۲۰۰۳ تدارك ديد. اين آلبوم بيش از ۱۵ ميليون نسخه در سطح جهانی فروش كرد و باعث بردن ۲ جايزه Amrican grammy برای اين گروه شد. يك سال بعد، گروه اولین آلبوم زنده خود با نام anywhere but home يا هرجايی اما خانه كه بيش از يك ميليون نسخه فروش در سطح جهان را تدارك ديد.

در سال ۲۰۰۶ گروه دومین آلبوم ضبط شده در استوديو را با نام the open door يا در باز را ساخت كه بيش از ۵ ميليون نسخه در كل جهان فروش داشت. ساختمان گروه چندين بار تغيیر كرد و شروع آن با ديويد هوگس بود كه در سال ۲۰۰۲ گروه را ترك كرد، مدير برنامه گروه و شاعر گروه بن مودی در سال ۲۰۰۳ گروه را ترك كرد در وسط تور، باسيست گروه ويل بويد در ۲۰۰۶ به دنبال گيتاريست گروه جان لكامپ و در امر گروه راكی گری در سال ۲۰۰۷. با اين ۲ تغيیر آخر گروه به يك گروه موقت تبديل شد با اين حال آن‌ها در برنامه های اجرای تور شركت می‌کردند. در تاريخ ژوئن ۲۰۰۹ در وبسايت گروه نويد سومین آلبوم گروه در نيمه دوم سال ۲۰۱۰ داده شد.

اعضای فعلی

 

اعضای قبلی

آلبوم ها تا کنون

  • Evanescence EP (دسامبر ۱۹۹۸)
  • Sound Asleep EP (اوت ۱۹۹۹)
  • Origin (نوامبر ۲۰۰۰)
  • Mystary EP (ژانویه ۲۰۰۳)
  • Fallen (مارس ۲۰۰۳)
  • Anywhere but Home (نوامبر ۲۰۰۴)
  • The Open Door (اکتبر ۲۰۰۶)

 

اگه خوشت اومد نظر بده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 14:49  توسط امیر  | 

برای طرفداران موسیقی کلاسیک

موسیقی دوره کلاسیک

دوره کلاسیک (به انگلیسی: Classical Period) در موسیقی هنری اروپایی از حدود ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ در نظر گرفته می‌شود. این دوره از نظر زمانی بین دوره باروک و دوره رومانتیک قرار دارد. برجسته‌ترین چهره‌های دوره کلاسیک، که گاه به «دوره کلاسیک وین» هم معروف است، هایدن، موتزارت و بتهوون هستند.

زمینه تاریخی و اجتماعی

قرن هجدهم مصادف بود با جریان روشنی فکر، یا آزادی اندیشه از بند خرافات، که در آن طغیانی علیه متافیزیک‌ و به نفع احساسات معمولی و روانشناسی تجربی و عملی، علیه آیین و مراسم تشریفاتی اشرافی و به نفع زندگی طبیعی و ساده، علیه خودکامگی و به نفع آزادی فردی، علیه امتیازات و حق ویژه و به نفع حقوق مساوی مردم و تعلیم و تربیت همگانی.

اولین رهبران این جنبش لاک و هیوم در انگلستان و مونتسکیو و ولتر در فرانسه بودند. نمود اصلی دوره روشنگری در ابتدا نسبتاً سلبی و منفی بود، اما خلایی که از برخوردهای منقدان مخرب به جای مانده بود، به زودی با ایده جدیدی پر شد که در آن طبیعت و غرایز طبیعی یا احساسات انسان منبع حقیقی دانش و اعمال درست ‌پنداشته می‌شد. ژان ژاک روسو یکی از پیشوایان اصلی این شکل جدید از جریان روشنگری بود که بعد از سال ۱۷۶۰ تأثیر عمیقی بر ادبیات و شاعران فیلسوف آلمانی به جای گذاشت. ستایش لذت‌ها و خوشی‌های فردی در زندگی، خود یک پدیده اصلی و مشخص این جریان است. [۲]

با شروع انقلاب صنعتی پیشرفت‌ها و کشفیات علمی در زمینه‌های مختلف صورت گرفت. طبقه متوسط مورد توجه قرار گرفت و انسان ساده و طبیعی هسته مرکزی توجه فلسفه و هنر شد. ایده‌های انسان دوستی به سرعت در سرتاسر اروپا گسترش یافت. از میان بزرگانی که به این جنبش بشر دوستانه کمک کردند، می‌توان از فردریک کبیر پادشاه پروس و شاعرانی چون گوته و آهنگسازانی چون موتسارت (در اپرای فلوت سحرآمیز)، بتهون (سمفونی شماره ۱۹) یا شیلر در سرود شادی نام برد.

با ظهور طبقه متوسط اجتماع و توجه خاص به آن، قرن هیجدهم قدم‌هایی در راه عمومی کردن هنرها و یادگیری آنها برداشت. داستان‌ها و نوشته‌ها به تدریج شروع به تصویر زندگی روزانه و احساسات معمولی مردم کردند که از طرف عامه نیز مورد استقبال قرار گرفت. این عوامل طبقه متوسط را به عنوان قطب مهمی در سیاست گذاری، اقتصاد و فرهنگ مطرح کرد و افراد این طبقه فرصتی یافتند که در فرهنگ اجتماعی و هنر نقش مهمی داشته باشند. تغییرات اقتصادی در موسیقی نیز تأثیر گذاشت و به همین دلیل کمپانی‌های اپرائی و سالن‌های اپرای اکثر دربارهای کوچک اروپا به دلیل اقتصادی تعطیل شدند ولی موسیقی سازی به خاطر هزینه کم آن همچنان رایج بود. افراد جامعه در تشکل انجمن‌ها و مراکز هنری یکی از حامیان پرقدرت موسیقیدانان شدند و برای آنان کنسرت‌های عمومی که در آنها بلیت فروخته می‌شد ترتیب دادند. این امر باعث افزایش شنوندگان و دوستداران عمومی موسیقی و همچنین رشد موسیقی‌دانان آماتور گردید، در حالی که قبلاً اشراف حامی موسیقی، موسیقیدانان را در خدمت خود داشتند و شنیدن موسیقی آنها منحصر به درباریان و میهمانان آنها بود. [۳]

برای اولین بار در موسیقی این فکر ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها مقصود و هدفی ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد، یعنی موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی. پس از دوره کلاسیک با هنر موسیقی بر پایه ایده «هنر به خاطر هنر» برخورده می‌شد.

چاپ و انتشار موسیقی به طور وسیعی افزایش یافت و مجله‌هایی درباره موسیقی نیز به چاپ رسید، و نوازندگان آماتور توانستند موسیقی دلخواه خود را به راحتی خریداری کنند و انتقادات بر موسیقی را نیز در مجلات مختلف بخوانند که این خود قدم‌های مهمی در راه همگانی‌ کردن موسیقی بود. در لندن، پاریس و بروکسل تعداد زیادی از آثار موسیقی سازی آلمان به چاپ رسید و مجموعه‌ای از سمفونی‌ها تحت عنوان «لاملودیا جرمانیکا» به چاپ رسید. در این دوره بود که اولین کتاب تاریخ موسیقی و مجموعه مقالات راجع به موسیقی قرون وسطی انتشار یافت.

یکی از مهم ترین خصوصیات موسیقی قرن هیجدهم جهان فرامیهنی بودن آن و به حداقل رسیدن اختلافات ملی گرایی بود. حاکمانی که در یک کشور به دنیا آمده بودند در کشورهای دیگر حکمروایی می‌کردند، مثلاً پادشاهان آلمانی در انگلستان، سوییس و هلند و پادشاهان اسپانیایی در ناپل. ولتر که فرانسوی بود در دربار فردریک کبیر پروس اقامت گزیده بود و شاعر ایتالیایی متاستازیو در دربارهای آلمانی در ونیز. موسیقیدانان اپرای ایتالیایی در کشورهای دیگر مشغول به کار بودند. زبان مشترک موسیقی بر سر تا سر اروپا حکمفرما بود. در دوره کلاسیک، آهنگسازان آلمانی قدرت خاصی در ترکیب سبک‌های موسیقی دیگر کشورها داشتند، بنابراین سبک موسیقی آلمان ترکیبی بود از عوامل مختلف موسیقی کشورهای دیگر. موسیقی آلمان در این دوره زبانی جهانی پیدا کرد و ملل گوناگون اروپا می‌توانستند آن را بفهمند، بنابراین موسیقی زبان بشر اروپایی شد. کریستف ویلیبالد گلوک در یکی از نامه‌هایش اظهار می‌دارد که آرزو داشت یک موسیقی قوی بنویسد که با تمام قلب‌ها در سر تا سر دنیا صحبت کند و مورد قبول همه مردم باشد و نیز اختلافات مسخره موسیقی‌های مختلف ملل را بزداید. اظهار مشهور هایدن نیز در این باره چنین است: «زبان موسیقایی من در تمام دنیا قابل فهم است.» [۴]

موسیقی دوره کلاسیک با ساختاری روشن و معقول و فارغ از پیچیدگی‌ها و تزیینات فراوان شکل گرفت. این نوع موسیقی برخلاف دوره باروک فاقد تزیینات و پیچیدگی‌های کنترپوانتیک که برای عموم شنوندگان قابل درک نیست، بود. ژان ژاک روسو به طعنه در باره موسیقی کنترپوانی رایج در دوره باروک می‌گفت: «خواندن دو ملودی هم‌زمان شبیه به شنیدن دو سخنرانی مختلف در یک زمان، به منظور افزودن به تاثیر آن، است.»

مهم ترین ویژگی اوایل دوره کلاسیک، ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم‌های موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و پایدار جلوه‌گر می‌شود و تئوری ملودیک مهم ترین مسئله‌ای بود که موسیقیدانان به آن می‌پرداختند. برای اولین بار در تاریخ موسیقی دیگر ملاک زیبایی یک قطعه، همسازی اصوات پلی‌فونیکی (همانند دوره باروک) نبود، بلکه حاکمیت نامحدود و آزاد ملودی که اغلب دارای همراهی ساده‌ای بود، زیبایی یک اثر موسیقی را تعین می‌کرد. در این دوره آنقدر اهمیت ملودی زیاد بود که حتی در مواردی همراهی نیز الزامی نبود. هایدن در اواخر عمرش گفت «اگر می‌خواهید بدانید که آیا یک ملودی واقعاً زیباست یا نه، باید آن را بدون همراهی بشنوید.» [۵]

در ادامه مطلب 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 فروردین1389ساعت 23:0  توسط امیر  | 

Music Is My Life

سلام دوستان و امیدوارم هر جا که هستید سالم و سرحال باشید.

خیلی طول کشید تا من دوباره تصمیم گرفتم این وبلاگو راه اندازی کنم و  همونطور که می دونین  قبلا دوست عزیزم Faraz منو همراهی می کرد  ولی الآن از من جدا شد و یه web برا خودش درست کرد و منو تنها گذاشت  , به همین خاطر از شما دوستان عزیز خواهشمندم  با نظر ها و راهنمایی های زبباتون منو در هدفم یاری کنید و هیچ وقت تنهام نذارید. 

   ممنون

chek out my web profile

amir_enrique_09@yahoo.com

امیر


+ نوشته شده در  سه شنبه 10 فروردین1389ساعت 21:45  توسط امیر  |